ghazni afghanistan
 غزنی در معرض افول

غزنی و غزنویان در تارکه دشواری تاریخ سیاه خود و در بستره چرکین تیغ اقتدار گنگ و وحشت و سنگدلی ناکسان و دشمنانش واله وبیهوده و تاریک غرق بی خودی و بی مایه گیست ! والیستانیست که در ان تجربه سیاست و قدرت تجربه میشود و چهار کلاهای بی شعور با ترفند و ترنگ کون بر مسند بودن زده اند ..

غزنی خاک وخون و خوف  و خیانت شده است د ر چهار حصار بلندای شعور اجتماعی اش فلم گرک ومیش و تجربه عملی جیب زنی های پروژو ی و سنگ کرومیک پیداست ...

غزنی شهر اولیاءالله ها ...

نه همانست که شنیدیم پار  چی فتادست که چند سال پرخون شده دل

غزنی در ریشخند دو هزارو سیزده درمرگ روشن فکران خود مینالد و میگیرید وای بر دلهای غزنیچی ها که چقدر سنگدل اند اری همه اش دکاندرس ...

غزنی در انج ومنج و سنای وبیرونی ونه در بازار سنگ جنگی و بودنه فروشی و نه در باغ های تریاکی و نه در اسقاط مرده ها اباد میشود مدنیت امروز ما  عمل میخواهد وشعور روشن زندگی ...

غزنی در میان خاک “عرو س الطراب “گشته است شهری که در میان راه کابل قندها ر از پل اده کابل سابقه شروع و تا اخیر پلان سه خاتمه میابد ..

ای غزنی وقتی تابوت نبودنت را برداشتند غزنیچی از دکانهای شان پیاده شده تا چند قدمی تورا بدرقه خواهند کرد تا تورا در بستر تاریخ به خاک بسپارند ..

غزنی مریض است و در احتضارش وصایای خویش را چنین خواهد نوشت !!

من از منافقین نفرت دارم

                                                                   نویسنده "ژیان"

|+| نوشته شده توسط جاوید در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389  |
 

آرامگاه و پارک سنایی غزنوی، در شهر غزنی

|+| نوشته شده توسط جاوید در دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389  |
 

شهرباستانی غزنه

 ولایت غزنی یکی از مناطق باستانی  کشورما می با شد و از نگاه فرهنگ و ادبیات یکی از مراکز مهم وطن بوده که از سالیان دراز تا امروز از فرهنگ اصیل وپر غنای علمی و ادبی برخوردار است. در طی دوران های تاریخ صدها شاعر ، نویسنده ، پزوهشگر  ، هنرمند، عالم و قهرمان در ان  میزیسته که  در غنامندی فرهنگ و افتخارات ملی افغانستان عزیز نقش سترگی بازی نموده اند.

وضع فرهنگ وژورنالیزم غزنه در محراق زمان به خصوص نیمه دوم قرن بیستم از ویژه گی های خاصی بر خوردار است. این سرزمین از لحاظ  فرهنگی به مثابه  یکی از ستاره گان فروزان است که در آسمان علم و فرهنگ وطن جا  دارد .

از دهه 1340 خورشیدی تا 1356 خورشیدی وضع فرهنگی به معیار عالی قرار داشت ، مشاعره ها و نشست های ادبی بین شاعران این ولایت صورت میگرفت و در همه زمینه ها مقالات علمی و اشعار می نوشتند ، جوانان با علاقه مندی قابل وصف درین راستا گام های مثبت را بر داشتند.

بعد از سال 1357 خورشیدی خصوصا کودتای ثور شرایط فرهنگی وژورنالیزم در شهر غزنی به رکود مواجه گردید و کمتر مقالات و اشعار نشر میگردید.  از سالهای 1371 و 1380 خورشیدی و ضع فرهنگی تغییر نموده و فعالیت های فرهنگی دراین ولایت چندان احساس نمیشد.

ولایت غزنی در محیط جغرافیای خویش اقوام مختلف تاجک ، پشتون و هزاره و سایر اقوام باشنده این سرزمین را جاداده و مردم  باکمال دوستی ، وحدت ملی و روابط با همی زندگی مینمایند. در آگاهی عامه در زمینه فرهنگ و ادب و هنر تلاش های پیگیر بخرچ داده بخاطر بهتر شدن وضع فرهنگی از هچگونه تلاش و کوشش دریغ نمی ورزند.

در ین ولایت تمام جوانان و فرهنگیان با علاقه مندی قابل وصف در کانونهای فرهنگی شهر رو آورده و هم در مجمع مدنی پیوند فعالیت های را به راه انداخته اند که با نگارش مقالات علمی سرایش اشعار ،  دانش تکنالوژی مدرن یک اینده خوب  فرهنگی را در پیشرو دارند تا بتوانند زوایای تاریک فرهنگ و تاریخ گذشته را با فرهنگ جدید آمیزش دهند و همان نام بزرگ غزنه باستان را که زمانی عروس البلاد شهر ها و مرکز بزرگ شعرا ، علما ، عرفا و دوره درخشان در تاریخ ادبیات و فرهنگ افغانستان بود بار دیگر زنده سازند ، تا افتخارات گذشته و امروز به نسل های آینده باقی بماند.

|+| نوشته شده توسط جاوید در دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389  |
 غزنی پایتخت تمدن اسلام میشود

غزنی پایتخت تمدن اسلام میشود                       image

وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گوید سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی کشورهای اسلامی (ISESCO) شهر تاریخی غزنی (غزنه) افغانستان را به عنوان "پایتخت تمدن اسلامی" در میان کشورهای آسیایی پذیرفته است.

براساس اعلامیه وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، قرار است این لقب رسما در سال 2013 میلادی به شهر غزنه داده شود.

این تصمیم در ششمین اجلاس سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی کشورهای اسلامی در کشور لیبی اتخاذ شده است.

کارشناسان می گویند که اعطای این لقب به غزنه، از اهمیت زیادی برای افغانستان برخودار است.

وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان از این موضوع به عنوان "افتخار بزرگ" برای افغانستان یاد کرده است.

شهر غزنه، زمانی امپراطوری بزرگ اسلامی بوده و سلطان محمود غزنوی، لشکرکشی های زیادی از این منطقه، با هدف گسترش اسلام داشته است.

'بلاد بزرگ اسلامی'

تاریخ شناسان باور دارند که سلطان محمود غزنوی، بستر مناسبی را برای شکوه فرهنگ اسلامی فراهم کرد و در زمان امپراطوری او، سرزمینی که امروز افغانستان خوانده می شود، "بلاد بزرگ اسلامی" شناخته می شد و خلافت بغداد، سلطان محمود را به عنوان "بزرگترین سلطان اسلام" می شناخت.

غزنه در این دوران، به مرکز بزرگ اندیشمندان، شاعران، فیلسوفان و متفکران اسلامی تبدیل شد.

سنایی غزنوی شاعر و ابولفضل بیهقی نویسنده نامدار پارسی زبان، در غزنه زندگی می کرده اند.

تاریخ شناسان می گویند سلطان محمود غزنوی، در حقیقت با لشکرکشی های خود "پیام اسلام" را از غزنه به دیگر نقاط با خود می برد.

غزنه پس از دور غزنویان نیز از مناطق مهمی در عرصه فرهنگی بوده است

|+| نوشته شده توسط جاوید در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389  |
 

 

غزنی براي پذيرفتن لقب "پايتخت تمدن اسلامي"آماده خواهد شد؟
وزارت انكشاف شهري سال گذشته اعلام كرده بود كه برنامه‌ي آماده سازي ولايت غزني را براي پذيرفتن لقب "پايتخت تمدن اسلامي" با آغاز سال روان به اجرا خواهد گذاشت و در عين زمان، براي به اجرا گذاشتن اين برنامه كه ساختن شبکه های فاضلاب، برق، جاده‌های داخل شهر، پارک‌ها، بازسازی بناهای تاریخی و فرودگاه این شهر را شامل مي‌شود،‌ امريكا 50 میليون دالر كمك كرده بود؛ اما اين برنامه‌ تا هنوز آغاز نيافته است.

اگر تا سال 2013 امنیت غزنی تأمین نشود، اين شانس طلایي مانند بسیاری از شانس‌های دیگر به دلیل بی توجهی و بی کفايتي از دست خواهد رفت


در حالي كه ولايت غزنی تا دو سال ديگر، به صورت رسمي به عنوان "پایتخت فرهنگی جهان اسلام" در آسيا اعلام خواهد شد، هنوز هم براي آماده سازي اين شهر براي پذيرفتن اين لقب، هيچ كاري صورت نگرفته است.

وزارت انكشاف شهري سال گذشته اعلام كرده بود كه برنامه‌ي آماده سازي ولايت غزني را براي پذيرفتن لقب "پايتخت تمدن اسلامي" با آغاز سال روان به اجرا خواهد گذاشت و در عين زمان، براي به اجرا گذاشتن اين برنامه كه ساختن شبکه های فاضلاب، برق، جاده‌های داخل شهر، پارک‌ها، بازسازی بناهای تاریخی و فرودگاه این شهر را شامل مي‌شود،‌ امريكا 50 میليون دالر كمك كرده بود؛ اما اين برنامه‌ تا هنوز آغاز نيافته است.

غزنی یکی از شهر‌های بزرگ افغانستان، فاقد ابتدایی‌ترین امکانات است؛ اما این شهر در زمان امپراتوری غزنویان یکی از بزرگترین پایتخت‌های جهان اسلام بوده و در طول تاریخ مکان و مرکز شاعران، ادیبان و دانشمندان بزرگ جهان اسلام به شمار می‌آمد و حالا این شهر با همه مشکلاتي که دارد باید در سال 2013 پذیراي چهل سفیر از چهل کشور اسلامی باشد.

آیا این امکان وجود دارد که غزنی را تا سال 2013 آماده پذیرايي مهمان‌های چهل کشور جهان کرد؟ از طرف دیگر با توجه به اقلیمی که ولایت غزنی دارد کمتر از دو سال وقت باقی نمانده است آیا در ظرف دو سال این امکان وجود دارد تا یک شهر مثل غزنی را که از ابتدایی ترین امکانات برخوردار نیست، زیربنای آن را ساخت و آبدات تاریخی آن را بازسازی کرد و آن را آماده پذیرایی مهمان های از چهل کشور دنیا ساخت.

یکی از مهندسان وزارت انکشاف شهری، نبود امنيت در ولايت غزني را، دليل آغاز نشدن برنامه‌ي بازسازي در اين ولايت خوانده، مي‌گويد: سروی‌ها و تحقیقات از سوی وزارت انکشاف شهری و برنامه براي بازسازی و بهسازي شهر غزنی تهیه و ترتیب شده و یک کميسیون مستقل مشورتی برای آماده سازی شهر از نظر تاریخ معماری ساخت شهرک‌ها وغیره تشکیل شده؛ اما به دلیل این که شهر غزنی از نا امن ترین مناطق کشور است، کار اجرایی آن هنوز آغاز نشده است.

این مهندس وزارت انکشاف شهری از نارضایتی مردم و مسوولان ولایت غزنی نسبت به کم توجهی دولت، ابراز نگراني کرده و می‌گوید: مردم غزنی شاکی اند که دولت براي برقراری امنیت و بازسازی این ولایت توجه چندانی نمی‌کند و حالا که غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام شناخته شده است، فرصتی طلایي برای مردم افغانستان و مردم غزنی پیش آمده است که اگر توجه درست و اساسی نسبت به آن صورت نگیرد از دست خواهد رفت.

او می‌افزايد: به دلیل این که زمان بسیار کمی در اختيار مي باشد، پلان شده است تا یک پارک بزرگ  در مرکز شهر غزنی اعمار شود که دراین پارک، سینما، سالون تياتر، نمایشگاه‌های مختلف و هتل براي اقامت مهمانان اعمار شود.

در همين حال آقای افشار، سرپرست معینیت وزارت اطلاعات و فرهنگ می‌گوید: کار مشکلی است که ظرف سه سال تمام کارها به پایه‌ي اکمال برسد؛ ولی ما برنامه‌های اساسی و اولیه خود را روی دست خواهیم گرفت؛ اما برنامه‌های بعدی ما حتا امکان دارد تا سال 2024 طول بکشد؛ ولی ما در نظر داریم در بخش ترمیم آبدات تاریخی بعضی از آبدات خاصی را مانند مناره‌های غزنی و مقبره‌ي سلطان محمود غزنوی را ترمیم و آماده کنیم؛ اما بازسازی تمام آبدات تاریخی غزنی تا سال 2013 کار مشکل است و امکان پذير نخواهد بود.

او همچنان می‌گوید: پس از این که غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال 2013 معرفی شد یک کميسیون متشکل از وکلای ولایت غزنی، وزارت انکشاف شهری و وزارت اطلاعات و فرهنگ برنامه‌های را طرح ریزی کردند و قرار شد که کار های زیربنایي و شهر سازی شهر غزنی توسط مهندسان انکشاف شهری و متخصصین بخش آبدات تاریخی و باستان شناسی وزارت اطلاعات و فرهنگ سروی شود و امسال ما توانستيم چند پروژه‌يي در بخش آبدات تأریخی و بعضی کار‌ها مانند سرک‌سازی از سوی انکشاف شهری را آغاز کنیم.

داود سلطان زوی، نماینده‌ي مردم ولایت غزنی در مجلس نمايندگان، نا‌امنی را چالش بزرگی فرا راه برگزاری مراسم اعلام ولايت غزني به عنوان پايتخت تمدن اسلامي دانسته و می‌گوید: «هنوز هیچ نشانه‌‌يي از این که امنیت در غزنی رو به بهبود برود، دیده نمی‌شود و نشانه‌های از آغاز بازسازی و کار در مورد برنامه‌هایي که گفته می‌شود، تا به حالا دیده نشده است.»

نماينده‌ي مردم غزني مي‌گويد: من بسیار بعید می‌دانم که ما از لحاظ تشریفات بتوانیم خود را آماده بسازیم درحالی‌که هنوز ما از لحاظ امنیتی آماده نیستیم.

به باور سلطان زوی تا زمانی که اداره‌ در غزنی درست نشود و مشکلات امنیتی رفع نشود، مسایلي که گفته می‌شود روی کاغذ باقی خواهد ماند، در حالی‌که دولت افغانستان می‌توانست تا به حالا اقداماتی عملی را انجام بدهد؛ اما با از دست دادن زمان این شانس تاریخی را که نه تنها برای غزنی بلکه برای تمام افغانستان مفید، موثر و یک افتخار بزرگ است از دست می رود و من بسیار متأسف هستم که به خاطر بی کفايتي‌ها و بی توجهي‌ها این شانس را مانند بسیاري از شانس‌های دیگر از دست خواهیم داد.

او، از نبود یک فرودگاه در ولایت غزنی که سه سال دیگر باید پذیرای مهمان‌های زیادی از کشورهای مختلف باشد ابراز تأسف كرده، می‌گوید: سفیران کشورهای اسلامی اگر قرار باشد که در سال 2013 به غزنی بروند از راه زمینی به دلیل نا‌امنی اصلاً امکان پذیرنیست؛ اما از راه هوایي اگر بروند باز هم مشکلاتی وجود دارد، چرا که غزنی فرودگاه ندارد و هوا پیما‌ها مجبور هستند که در دشت‌ها نشست داشته باشند اگر این مسایل را خوب و به دقت بررسی کنیم می‌بینیم که مشکلات غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام یکی و دو تا نیست، از طرف دیگر ما چه چیزی را برگزار خواهیم کرد  بازسازی و ترمیمات آبدات تاریخی که مربوط به تاریخ زرین غزنی می‌شود هنوز صورت نگرفته است.

اما وزارت اطلاعات وفرهنگ افغانستان از وزيران فرهنگ کشور‌های اسلامی خواسته است تا در زمینه‌ي رشد مسایل فرهنگی و کمک به ولایت غزنی که قرار است رسماً به عنوان پایتخت تمدن اسلامی نام گذاری شود، همکاری کنند.

این درخواست در تازه ترین اجلاس وزرای فرهنگ کشور های اسلامی که در باکو پایتخت آذربایجان، ارایه شده بود صورت گرفته است.

پیشنهاد شناخته شدن ولايت غزني به عنوان پايتخت تمدن اسلامي به تصویب سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی "اسیسکو" یا سازمان کشور‌های اسلامی، در ششمین گردهمایی وزيران فرهنگ کشور‌های اسلامی پایتخت در سال 2007 در شهر ترابلس لیبی صورت گرفت.

 
 

|+| نوشته شده توسط جاوید در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389  |
 

نظری بر وضع فرهنگی ولایت

 ولایت غزنی یکی از مناطق باستانی  کشورما می با شد و از نگاه فرهنگ و ادبیات یکی از مراکز مهم وطن بوده که از سالیان دراز تا امروز از فرهنگ اصیل وپر غنای علمی و ادبی برخوردار است. در طی دوران های تاریخ صدها شاعر ، نویسنده ، پزوهشگر  ، هنرمند، عالم و قهرمان در ان  میزیسته که  در غنامندی فرهنگ و افتخارات ملی افغانستان عزیز نقش سترگی بازی نموده اند.

این مطالب  از انترنیت گرفته شده است


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط جاوید در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389  |
 غزنی

غزني؛

" غزني" در جنوبغرب كابل، شهري است تاريخي در قلب افغانستان كه هچون درخت گشن وكهنسال، تا اعماق ريشه در باستان دارد و فرهنگ غنامند وگرانسنگ دري- فارسي با آميزه يي از شيروشكر، از ديوان مدنيت ديرپا و پرماجراي آن برخاسته و به ژرفا و پهنا نشسته است!
سلطان محمود غزنوي و سلسلهء دانشور و فرهنگپرور" تگين"، طي قرون 9 تا 11 ميلادي باتكيه بر اسلام، بخش هاي بزرگ و با اهميتي از خراسان آنروز را در چتر اقتدار و اعتبار شان در مركزيت غزني، گردآوردند و در دنياي پراكنده يي از ملوك الطوائفي هاي آنروز، قلمرو متحد و مقتدري را در حوزهء حاكميت و فرمانروايي خود، شكل دادند و در دايرهء سلطنت خويش شامل نمودند!

|+| نوشته شده توسط جاوید در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389  |
 میلاد امین! پیامبر اسلام بر عالم بشریت مبارکباد

بسم الله الرحمن الرحیم

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

هفتم حوت سال هزارو سه صدو هشتادوهشت هجری شمسی مصادف با دوازدهم ربیع الاول قمری 

میلاد امین ! پیامبراسلام برعالم بشریت مبارکباد

ادامه دارد! وهنوزادامه دارد!      که "بخوان "

 وتا امروز محمد امین)ص) درکوچه ها واندیشه ها ودرسرنوشت بشریت قدم گذاشته وحضوردارد میلاد او رخنه دردیوار نمود وابابیل سنگ بارید ازغارحرا وخانه خدیجه آغازشد وازمکه سربرآورد وفریاد الله الله به کوچه ها ریخت ودرخانه ها رفت وبربام ها!!   وحی علی الفلاح شد  و سراسر عالم را درنوردید.

 حافظین قدسیت شرک وثروت خشمگین شدند وقصد جانش کردند درطایف  سنگ بارانش کردند سروصورتش زخم برداشتند وپیامبرگفت عافیت میطلبم واین قوم را هدایت کن، دسیسه های مشرکین اورا درشعب ابوطالب برد همسرباوفا وبزرگترین حامی اش ابوطالب چشم ازجهان فروبستند ( هجرت ومدنیت آغاز شد ) به ابوبکر یار غار گفت( لاتحزن  ان الله مع ال ) درمدینه مدنیت ما تهداب گرفت درجنگ های بدرواحد چکاوک شمشیرها وشراره جوش جنگ برای ازادی وزندگی هنوز دراحساسم زنده است که میگفتی " شدّ وعلی الکفار" مدنیت راستین ونظم معنوی ما شکل گرفت وعزیمت همیشه  توحید انسان بسوی خانه الله وابراهیم دوباره آغازشد آهنگ جوشان وزمزمه فتح کبیر تا هنوز درجان هستی من وعالم تکرارمیگردد با عصایت خدایان شرک را ازسکوی ذهن جاهلیت به زیراندختی و شکستن کابوس جاهلانه زمان تا هنوزدر مسیر تاریخ  واحساس و زند ه گی ما حیات توحیدی را جنبش و تکاپومیدهد .

آ نروز زمان تعطیل بود وفوج عظیم وبسیج پیامبروارد مکه شدند  محمد که  سال ها رنج وزخم رادیده بود اینک دراوج قدرت شمشیربرمیکشید؟ اما گفتی خانه ابوسفیان امن است همه بخشیده شدند ما بنده گان خدا هستیم ومثل دندانه های شانه ! وبهترین شما با تقوی ترین شما ست، ضلالت وگمراهی بر چیده شد وافق تازه فتح ونصرت جان گرفت وغلبت الروم  شد وکسرویان فروریختند وکابلشاهان رانده شدند والجزایرپیروزشد اینک صدای تو اهنگ (عزیمت دین)دنیا را دربرگرفته فریاد بلال وشمشیرهای اخته عمر وعلی وبارقه معنی (انسان) درسرزمین جاهلیت زمان برق میزند بلال زمان( فرانتزفانون) درجنگ فرانسه شهید شد وناهید ها را ازدانشگاه ها بیرون کردند صدای (بخوان) درخانه ها وازانجا دربام ها وکوچه های ما می پیچید واینک میلاد تو در قاره اروپا وامریکا احساس زندگیست!!! کلیسا ها متروک میشوند و پوهنتون ها مرکز تلاقی اندیشه هایست که در ان صدای اسلام شجاعت طرح یک برنامه ی انسانیست که  فطرت  انسان محکوم طاغوت وماشین را دعوت به انقلاب وعدالت وعرفان مینماید و همه روزه احساس بلند بودنت گوش به گو ش پیام میگردد .

برادران وخواهرانم!

ما همچنان ادامه داریم وهنوز نیروی انسانی ما درپی میلاد پیامبراسلام وبعثت و رسالت او شانه به شانه ونسل به نسل تکرارمیگردد صدای ما  !! فریاد مستضعفین در زنجیر میغرد! واز جغیدنش اتش بیداری  بیرون میجهد و توده ها در زایش  اندیشه ازادیبخشیست که امید مارا منحیث یک ملت مسلمان درمیان ملل دنیا قوت میدهد .

اعضای مبارز و سربلند مجتمع مدنی پیوند !

نیروی فکری شما در دل ملت  منحیث یک نهضت فرهنگی وذهنی اهسته اهسته شکل میگیرد بوجود شما افتخار میکنم که با پایداری و قوت دل همه چیز را از خوان فکری و عرق دست خودتان طرح مینماید این گام درس بزرگی برای ماست تا در سخت ترین فرایند خواست ها ی مدنی       خود مان را یاری کنیم  واز خداوند بی نیاز استمداد طلبیم  .

یاد اوری وتجلیل از میلاد محمد رسول الله مارا به یاد امنه و عبدالله میاندازد که محمد امین را تنها گذاشتند  ویتیم جاوید را خداوند پناه داد و او مبعوث شد و وحی امد که  (بخوان )!! وبرخیز ای پیچیده در لحاف!! وجامه ات پاک کن وشمشیر برکش وعدالت کن ! مبارک باد میلاد  حقیقت وعدالت  برتمام عالم بشریت .

 

اعضای وفادار ومتدین !

میبینید که رویاهای شما امروز بواقعیت تبدیل شد خواستن توانستن است مرا معذور دارید که درین جمع اهل دل وعرفان با شما نیستم ازینطریق به همه ی کسانی که با پیوند درگره یک پیوند فکری هستند ابراز امتنان عمیق مینمایم  من احساس خود را با شما شریک میسازم هرلحظه وهرساعت وتا دنیاست ما باید شعایر ارزش ها ومفاهیم هویتی خود تکرار نمایم  همین معنی زندگیست وهمینست که ما در دنیا باقی خواهیم ماند ما همه مسولیم تا در سرلوحه دورنمای خود وبراساس ماموریت عالمگیر اسلام  دنیا را بشارت دهیم .

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

|+| نوشته شده توسط جاوید در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388  |
 در فراق خورشید

در فراق خورشید

نور میپالی ونور  مگر همه  روزه خورشید را نمیبینی که عالم را روشن میکند و بر میتابد مگر نمیبینی که عالم درته نور خورشید زنده است …………

میدانم که خورشید تو روشنترا زخورشید ماست زیبا تر ازخورشید ماست تابنده تر از خورشید ماست خورشید تو خیلی زیبا تر و  نورانیترین خورشید عالم است وتو درته نورش زنده ی و انگاه که غروب میشود توستی که در سرخی شام شب در ماتم  افتاب رخش میمانی وتا طلوع  برخواستن خورشیدت بیدار میمانی ودر یلداترین شب های زندگی  برای هجرانش اشک میریزی و تو تنها خورشیدت را میستای .

ای دل پاک و مقدس زندگی ! میدانی که عشق یعنی چه ؟  عشق یعنی هیچ و هیچ یعنی همه چیز وهمه چیز یعنی او میدانم که با دلواپسی های خود وبا رنج های که میکشی سخت در وسوسه و بودن ونبودن هستی من لرزه دیدارها و گفتن ها وتنها بودن هایت را با خورشید گویا احساس میکنم ان لحظه که میخواهی همه چیز را برایش بگوی اما هیچ چیز نمیگوی ومیدانی که همه چیز در نگفتن است درحیا است و در نگاه نکردن است ودر گریختن است ودر فکرکردن برای اوست و همینست برای او بودن ایا میدانی که احساس دوتن چی زود باهم یکی میشوند اما به همدیگر نمیگویند ایا میدانی که سالهاست شاید هم صدها سال است که خورشیدت را میشناسی .

اماها      ایاها    خدا اینجاست درهمین خاطرات من وخاطرات تو در قلب ماها و او اگاه بردلهاست میدانی عشق پاک چی لذتی دارد نه ؟

همین پاکی ونجابت وطهارت است که به عشق معنا میبخشد به عشق دوام میبخشد به عشق جاویدانه گی میبخشد به عشق سربلندی میبخشد وبه عشق اری  خون میبخشد تا در راهش بمیریم وبرایش برویم وتا در پایش فرش زندگی

گردیم

وتو ای صور حیات عشق

در زمین ارامش سرزمین خود افتاب نیکنامی را دعوت کن وبگذار نور حلال وشایسته گی نیکنام ترین عشق اسمانی وخورشید ی بتابد وتو در زیر نورش ارام گیری و خواب رویاهای شیر ین وارزوهای خود را بیابی

ای گل خورشیدی وصور نسیمگونه  دلباخته

خورشید خیلی جوشان وسوزنده ودور است دور  دور  خود ر ا نسوزانی ها   .......

برادرم

به رسم یک یادبود فرهنگی لیل 1/12/88 این خاطرات خام ادبی خود را برایتان نوشتم گفته بودی که عاشق یک خورشید اسمانی هستم  من به تو وبه انسانیت وبه احترامیکه به من دارید احترام دارم به تو افتخار میکنم که ازمیان ما در فاکولته تعلیم وتربیه درس میخوانی وفردا شاید به فرزندانم احمد الطاف  احمد مبشر واحمد بهشید طه و فرزانه ترین دوست و رفیقم  عروج جان کوچک درس خواهی داد و تو پدر معنوی انان خواهی بود از فلسفه گرقته تا ادبیات وتمدن را به انان خواهی اموخت بلی همینطورس امروز ها میاموزی تا فرداها بیاموزانی به هرحال شاید این اخرین نامه ی باشد که اینک تا ساعت یازده شب مینویسم کم کم خسته شده ام اما با تو حرف زدن خسته گی را درمیاورد و شادابی میبخشد احمد غزرائیل میپیچد که بفهماند بگذارید بخوابم به احترام ایشان به این همکلامی خود خاتمه میدهم یادت نره که وقتی خورشید را در طلوعش  دل و احساست گرفتی برای جاویدانه گی ات بخوان که :

هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است برجریده عالم دوام ما

این روزها میدانم حال وهوای دیگری داری  زیرا درس ها اغا ز میشه و تو در قطور ولایه های اسمانی درکنار خورشید  درس ستاره ها ومهتاب را خواهی خواند میدانی یادت نره که یگان بار ما زمینی هارا نیز یادکن به امید دعای دل معصوم والهی ات شب به خیر ای پاکیزه زلف زیبا و برادرم .

وحید ژیان

|+| نوشته شده توسط جاوید در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388  |
 ادب بزرگان

ادب بزرگان

میگویند روزی  مردی به دوستش نامه  نوشتی درینوقت مزاحمی امدو از پشت نامه او خواندی مرد چون اوبدیدی و نتوانستی وی را که دوستش بودی وعاقل بگفتی که این عمل او عاقلانه نبودی لاجرم  رو نامه نوشتی که چون اینجا یک شخصی برمن وارد است نامه ام خواندی ومن نتوانستمی که راز مان را نوشتی مرا معذور خواهی داشت مرد عاقل که این بخواندی داد و گله بنمودی که من نامه شما نخواندمی ان که تو نوشتی صحیح نست بزرگمرد بگفتش که اگرشما نامه من نخواندی پس چی فهمیدی که من چی نوشتمی .

|+| نوشته شده توسط جاوید در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388  |
 
 
بالا